"خاطرات کودکی من""خاطرات کودکی من"، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 25 روز سن داره
فرشته فرشته ، تا این لحظه: 28 سال و 11 ماه و 7 روز سن داره

خاطرات کودکی من

تمومی امتحانات

 بالاخره امروز امتحان ها تموم شدند و من یه نفس راحت کشیدم که این آخریم عربی بود  حالا دیگه باید خودمو برا کارنامه حاضر کنم وای به حالم از امروز تصمیم گرفتم حتی یه ثانیه رو از دست ندم تا بلکه معدلم بهتر بشه  در انتظار روزهای بهتر البته اگه بشه ...
28 دی 1392

کیک!

سال قبل بعد از امتحانات ترم اول جشنواره غذا داشتیم تو مدرسه و مامان من سنگ تموم گذاشت کلی مربای خوشگل برام درست کرد و بردم مدرسه برنده شدم ولی حیف عکسشو نداختم اگه بتونم از مدرسه میگیرم وبعد از عید برا درس برنامه ریزی برا هفته مشاغل همه باید کاردستی میاورد و من و چند تا از دوستام تصمیم گرفتیم بریم سراغ آشپزی من کیک درست کردم البته مامان و زندایی فریبا درست کردند که زندایی کلی بهمون کمک کرد و من هم تزیین کردم که 20 گرفتم و همچنین کیکم رفت اداره وقتی بهم گفتن فرستادیم برا اداره شاخ درآوردنم اینم عکساش : ...
25 دی 1392

28 صفر

28 صفر خونه عمو آش نذری میپختن که من و مامان رفتیم بهمون خوش گذشت بعد تموم شدن کارا زن عمو کلی از خاطره هاش گفت و کلی خندیدیم و بعدش من برای هر کدوم از نوه ها یعنی نوه عمو و عمه ( مهدی و امیرحسین )  باب اسفنجی کشیدم جون خودم بی نهایت باب اسفنجی رو دوست دارم و فردای اون روز یکی هم برا خودم کشیدم و زدم به دیوار اتاقم و یک درخت کریسمس به مناسبت کریسمس اینم عکسش: و برای خودم ...
19 دی 1392

کادوی ابوالفضل!

امسال مامانی تصمیم گرفت برا تولد ابوالفضل پسر خاله کوچولوی من چادر بخره واقعا ناز بود دلش میخواست یکی دیگه برا دختر دایی گلم نیایش هم بخره که حتما میخره چون مامانمو میشناسم بالاخره کادوی ابوالفضل من کادو کردم و چون من پیشنهاد داده بودم خونه رو آبی تزیین کنن (که نکرده بودن فقط کیک آبی بود و لی خوش گذشت) سعی کردم بیشتر تزیینش آبی باشه و اینم عکس کادو و کاغذ کادو ...
14 دی 1392

اولین بافتنی من

بعد دوسال تونستم یه کیف کوچولو ببافم.  این دفعه بدون کمک مامان بود  خودم که کلی کیف کردم   نگهش میدارم یادگاری و الانم در حال بافتن کیف پول برا خودمم   ...
12 دی 1392

اولین تابلو

بالاخره آذر 92 اولین تابلو نقاشی من روی A4 کشیده شد کسی باورش نمیشد که کار من ولی کار من بود  از چند جلسه بعد میرم سراغ کار با مداد رنگی و اولین کارمو براتون میزارم    ...
9 دی 1392

امتحان زبان

امروز امتحان زبان داشتم ولی در حین نا باوری 19 میگرم   و همش هم از استرس زیاده  ولی دیگه کاری از دستم بر نمیاد جز تلاش شنبه هم امتحان زیست و 5 روز تعطیلم   امیدوارم این یکی دیگه خوبه خوب بدم ...
9 دی 1392

اولین امتحان ترم اول 92 و گذشته

سلام  امروز اولین امتحان دادم که متاسفانه 19 میگیرم  همش از سر بی دقت ورقه بیشتر دستم بمونه جوابهای درست رو هم پاک میکنیم  به هر حال نوشتیم رفت ولی درس عبرت شد با اطمینان بنویسم بعد امتحان از ساعت 11 تا 16:30 خوابیدم واقعا خسته بودم و بی حال الانم یکم بهترم و کم کم دارم خوب میشم شنبه امتحان ریاضی دارم امیدوارم اینو خوب بنویسم   امروز میخوام یکم برگردیم عقب به 7 سال قبل وقتی 9 سالم بود بزرگترین اتفاق زندگیم افتاد. به اصرار مامانم کلاس زبان رفتم و کلی ترس و اضطراب و گریه  واقعا از زبان میترسیدم و اصلا خوشم نمیومد طول سال میرفتم و فقط امتحان های ترم دوم نمیرفتم حتی ترم های اول توی املا نمیتونستم 1 بگ...
4 دی 1392